شاهزاده ام کیارادشاهزاده ام کیاراد، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره

شاهزاده خونه ما

8ماهگی...

1392/9/26 10:39
نویسنده : مامان آرزو
596 بازدید
اشتراک گذاری

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!

نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند!

آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی!

از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!

باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !

قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد میکند!

و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم ، و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است...

پایانی ندارد زندگی ام با تو ، آغاز دوباره ایست فردا در کنار تو ، فردایی که در آن دیروز را فراموش نمیکنم ، آنگاه که با توام هیچ روزی را فراموش نمیکنم ، که همه آنها یکی از زیباترین روزهاست و شیرین ترین خاطره ها ، و گرم ترین لحظه ها !

سر میگذارم بر روی شانه های تو ، آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو ، دلم پرواز میکند در آسمان قلبت ، میشنوم صدای تپشهای قلبت ، اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت !

تا خودم را از خودت بدانم ، تا همیشه برایت بمانم ،چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم!

تا ببینم زیباترین رویاها ، فردا که بیدار میشوم حقیقت میشود همه ی رویاها !

و اینجاست که عاشق خیالات با تو بودن میشوم ، و به عشق این خیالات، دیوانه میشوم !

بر میگردیم به دیروزی که گذشت ، خاطره ی شیرین فردا بدجور به دل نشست !

و میدانیم زندگی مان عاشقانه خواهد گذشت ، هم دیروز و امروز و هم فرداهایی که خواهد رسید!!.......

 

  

تقدیم به تو که خودت میدانی تمام این نوشته هایم برای توست

 تویی که با آمدنت شب هایم نیز همانند روزهایم روشن است

 و مهربانی و عشقت را مانند گرما و نور خورشید به من بخشیدی

 خورشید زندگی ام دوستت دارم

 و تا آخرین غروب زندگی ام در کنارت خواهم ماند...


سلام گلم،باز اومدم برات بنویسم،قبل از هر چیز اول میخوام8ماهگیت رو بهت تبریک بگم عزیز دلم،بابت این تــــاخیــــــــــر معذرت میخوام!چند روزه میخوام این پست رو برات بنویسم اصلا نمیشد!همش یا خونه نبودیم یا فرصتش پیش نمیومد!به هرحال توهم هرچی بزرگتر بشی بیشتر باید مواظبت باشمو فرصت برای  نت اومدنم کمتر میشه!این عکس بالا رو هم به مناسبت 8ماهگی ازت گرفتم عزیزم.خوب بگم برات از هفته ای که گذشت،یکشنبه رفتیم کرمان خونه ی عمه فاطمه،چون بابایی نوبت دکتر داشت.شب رو اونجا بودیمو تو هم کلی شاد بودیو با بابایی بازی میکردیو میخندیدی وما هم از خندیدن وکارای تو میخندیدیم.بابایی گذاشته بودت رو مبل وباهات بازی میکردو ورزشت میداد،بعد که بلندت کردیدفعه یه کاری کرده بودی که منوبابایی  داشتیم از خجالت آب میشدیم!اوههم لباساتو خراب کرده بودی هم مبل عمه جان رو،ازاون جایی که شوهر عمه هم خیلی باسلیقه وتمیز هستن خیلی ناراحت شدیم که این کارو کردی منم که دیگه کلی اعصابم خرد شد ومیخواستم تنبیهت کنم.عصبانیخلاصه تورو بردیم سرتا پاتو شستیم مبل عمه جان هم که خداروشکر روکشش زیپ داشت درآوردیم شستیم،خلاصه اینم از ماجرای خونه ی عمه که خیلی زشت شد.بگذریم ازخودت بگم که الان دیگه میتونی به سمت جلو هم سینه خیز بری اما باسعی وتلاش!اون هم اگه یه چیز بذارم جلوت وتو هم بخوای،دیگه تمام سعی خودتو میکنی تابهش برسی!یه وقتایی هم در حالت سینه خیز پاهاتو جمع میکنی انگاری میخوای بلند شی وایسی.این هفته که گذشت خیلی اذیت میکردی،هیچی نمیخوردی!همشم باید کنارت مینشستم وگرنه گریه میکردی! اصلا هم درست خواب نمیرفتی،باید میذاشتمت روپام اینقده برات لالایی میخوندم تاشماهم بعداز کلی گریه کردن خواب برین،اینم بگم فقط خونه ی خودمون راحت خواب میریو اذیت نمیکنی اما ازاونجایی که اون هفته هم همش این طرفو اونطرف بودیموشماهم فقط باید یه جای خیلی آروم خواب برین خیلی اذیت میکردیو منم بیشتر ازتو اذیت میشدم،همش یا دندون درد بودم یاسردرد!حالا خداروشکر از دیروز بهتری!الان زرده تخم مرغ هم به غذاهات اضافه شده به اضافه آب هویچ،آب پرتقال.راستی بهت ماست هم میدم البته همراه غذا یا سوپ،چون خیــــــــلی دوست داری واگه چیزیونخوای بخوری یه کم ماست باهاش بهت بدم،اونم سریع میخوری!دیروزم باعزیز رفتیم خونه خاله حمیده،اونجا این عکسارو برات گرفتم!

اینجا روتخت بودی هرچی صدات میزدم بهم نگاه نمیکردی،دیدم داری تو آینه ی جلوت خودتو نگاه میکنی!

بعد سینه خیز به سمت آینه...

ایناهم عکسایی که این روزا ازت گرفتم!

اینجا تازه ازخواب بیدار شدی! 

کلاهتو سرت کردم که بریم بیرون

 

اینجادیگه از عکس گرفتنم خسته شدی،جیگربی حوصله ی من میخورمتماچ

بوی باران می آید

 صدای تو بامن است

 حقیقتی انکار ناپذیر؛

 خانه ات آباد؛ چه رنگی زدی امسال به پاییزم

 مهر، آبان، آذر؛

 یک فصل عاشقی، تنها باتو...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (56)

آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 10:58
آخ جونم آپم که شدین،،قربونت بشم تشریف بیارین ما قدومتونو رو چشممون میزاریم..ممنون بابت خصوصیت عسسسسسسسسسسسیسم
مامان آرزو
پاسخ
ممنون نظر لطفتونه.اگه پیش بیاد حتما میایم و صورت ماهتونو از نزدیک میبینیم.شماهم تشریف بیارین خوشحال میشیم ببینیمتون.
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 11:00
کیاراد جونم هشت ماهگیت مبارررررررررررررررررررک عزیز دللللللللللمچه عکس ناااااااااازی،دست مامان خانوم طلا
مامان آرزو
پاسخ
مرســــــــــی عزیزمقربونت برم لطف داری
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 11:01
چه کاریه چرا تنبیه میکنین بچه رو،ذوق کرده کیارادم،کاریه که شده خووووووب،فدای سرش مبل عمه جونییییییییییییی
مامان آرزو
پاسخ
آخه خیــــلی زشت شد،کلی خجالت کشیدم.اینکه بـــــله
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 11:07
ای جونم کیارادی که عین ماهان فقط خونه خودتون خواب آرومی داری
مامان آرزو
پاسخ
مرسی.خیلی بده برا ما مامانایی که همش میخوایم بریم بیرون
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 11:08
به به چه عکسهای خوشملییییییییییییییییییییییی
مامان آرزو
پاسخ
فدات عزیزمچشات خوشمل میبینه
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 11:10
مامان آرزو
پاسخ
مرســی
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 12:10
فددددددددددددددددات ،قابل شما رو نداره،صلواتم ضامن سلامتیت،نگهدارت..اون دنیاتم آباد بشه صلوااااااااااااااااات
مامان آرزو
پاسخ
مرسی قربونت عزیزم.ایشاا...همیشه ازاین ماموریتاباشه صلوات
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 12:13
بیار درگوشتووو..نزدیکترررررررر..بازم نزدیکتررررررر،،، قالشون گذاشتم طفلیها روووووووووووو.بابت تعریف تمجیدای الکیشون ..خخخخخخخخخخخخخخخخخ،چنین بشریم منننننننننن
مامان آرزو
پاسخ
وای خیـلی باهال بود این تعریفای الکیشونباز گول نخوردی عزیزمواسه همین ناقلاییته که دوست دارم
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 12:29
آخخخخخخخخخخخی فدای گریه هاش بشم من ،،ولی نمیدونی بعد این دو تا ماموریت پسملی چه دلبریهایی که نمیکنه واسم..منم احساس ادر بودنو میفهمم کمکمککککککککک
مامان آرزو
پاسخ
ای جونم دلم براش سوختآره دیگه آدم وقتی کسیو ازدست داد اونموقع قدرشومیدونهواسه بچه ها وشوهرای امروزی گاهی این ماموریتالازمه
آیسان مامان ماهان
26 آذر 92 12:31
ایییییییییییییییییییییییشششششششششششششش مگه ما چمونه،،،،،،،،،،بسیجی یه ذره شیطون ندیدین،خخخخخخخخخخ من این فرصتو بهتون دادم بیاین تماشا ناکام این دنیا نباشین صلواااااااااااات
مامان آرزو
پاسخ
طوریتون که نیست فقط اسم بسیجی بهتون نمیادسلامتی بسیجیایه این شکلی صلوات
مامان عرفان
26 آذر 92 13:37
بازم مثل هميشه چه عكسهاي خوشگل و نازي
مامان آرزو
پاسخ
ممنون خانمی چشاتون ناز میبینن
مامان عرفان
26 آذر 92 13:38
چه لباس قشنگي . عزيزم جليقه كه تن كياراد جون هست حتما هنر خودته ؟؟؟؟؟؟
مامان آرزو
پاسخ
قربونت.نه عزیزمن مارو چه به این هنراعمه اش از تهران براش سوغاتی آورده.
مامان عرفان
26 آذر 92 13:38
شال و كلاه هم خيلي بهت مياد خاله .
مامان آرزو
پاسخ
مرســــــــی خاله ی مهربون لطف دارین
مامان عرفان
26 آذر 92 13:39
واي مبل خونه عمه جون هم كه مارك دار شده
مامان آرزو
پاسخ
آره اونم چه مارکی!
مامان حسام كوچولو
26 آذر 92 16:51
ممنونم از همدرديتون . براي اين پدر و مادر داغ دار دعا كنيد
مامان آرزو
پاسخ
خواهش میکنم.خیلی ناراحت شدم!خدابهشون صبربده...
آیسان مامان ماهان
27 آذر 92 11:37
هر چه از دوست رسد نیکوووووووووووووست... شماررررررررم تو خصوصی
مامان آرزو
پاسخ
باشه،ممنون عزیزم.
سمیرا مامان پرنیان
27 آذر 92 16:58
قربونش برممم وروجک خوشگل و نانازی
مامان آرزو
پاسخ
خدانکنه مرسی عزیزم
مامان آیهان
27 آذر 92 17:21
عزیزم ماشالله چه پسرماهی داری. عکسات عالیه گلم .. دست مامان آرزو درد نکنه
مامان آرزو
پاسخ
ممنون نظر لطفتونه.
مامان الیار
27 آذر 92 23:53
چه پسر نازی و چه عکسای قشنگی دست مامانی درد نکنه میبوسم نی نی ناز رو
مامان آرزو
پاسخ
قربونتون برم چشاتون ناز میبینهممنون چشم شماهم الیار عزیزموببوسین
خاله حنانه
28 آذر 92 12:18
سلام سلام صدتاسلام چه قدرتوعکسات خوش تیپ شدیعزیزدلم راستی یادم رفت هشت ماهگیت مبارکفرشته ی منخیلی خیلی دوست دارمدیگه خداحافظ فرشته ی منخداحافظ
مامان آرزو
پاسخ
سلام مرسی عزیزدلم.من عاشقتم خواهرگلم
بی هنر
28 آذر 92 16:11
ناااااااااالوتی من |آواره خیابونا و بیابونا شدم اونوقت این خوشگل پسر چپ و راست پست میذاره....
مامان شهراد
29 آذر 92 14:10
کیارادجون8 ماهگیت مبارک
مامان آرزو
پاسخ
ممنون خاله
بی هنر
29 آذر 92 16:54
نمیدونم کی اپل رو گاز زده.... اما اینو خوب میدونم که میخوام ازین شاخه نبات یه دو جین گاز بخورم
بی هنر
29 آذر 92 16:55
هان؟ بعضیا میخواستن بچشون رو به نمایش بذارن...
مامان آرزو
پاسخ
همون دومیه رو!من بعد باهمون نام فضول کامنت بذار...
بی هنر
29 آذر 92 20:21
چشماش رو فاکتور میگیریم..... ببین لباش چکار میکنه با روح و روان آدم! بخوووووولم لباتو من بی هنر
بی هنر
29 آذر 92 20:28
کیاراد جون وقتی این لبخند دلرباتو میبینم دوست دارم بگم..... بعععععععععععععع ببببببببببببععععععععععععع بعععببببعععععععععع اونوقت سرمو بزنم تو شیکمتو تو قه قه بخندی! خدا نگهت داره پسر
مامان آروین (مریم)
30 آذر 92 8:02
8 ماهگیت مبارک خوشگلم
مامان آرزو
پاسخ
ممـــــــنونم
مامان آروین (مریم)
30 آذر 92 8:02
عکس آتلیه 8 ماهگیت خیلی قشنگ شده . مبارکه
مامان آرزو
پاسخ
مرسی عمه جون قربونت برم
مامان آروین (مریم)
30 آذر 92 8:03
وای از دست بچه ها که فقط تو خونه خودشون راحت میخوابند . آخه از کجا میدونن که کجا هستند . خب بچه خوابت میاد بخواب دیگه
مامان آرزو
پاسخ
آره بخدا.چیکار کنیم که بچه های امروزی زیـادی باهوشن وجیگرخون کن
مامان آروین (مریم)
30 آذر 92 8:05
ماجرای خونه عمه خیلی خنده دار بود چرا تنبیه ؟ چرا ناراحت ؟ بچه ان دیگه تقصیری ندارن . حالا براز عمه خودشون بچه دار بشن اون وقت حساب دستشون میاد
مامان آرزو
پاسخ
آره واسه همه خنده دار وواسه من یه خاطره ی بد شدآخه خیــلی جلوآقامجیدخجالت کشیدماگه بدونی چه صحنه ای بود
مامان آروین (مریم)
30 آذر 92 8:06
قربونش برم همه عکساش قشنگن اما وقتی کلاه میزاره ناخودآگاه یاد قلقلی می افتم
مامان آرزو
پاسخ
مرسی چشات قشنگ میبیننباشه جونم بچه ی منو فیلم میکنید؟؟
مامان نگار
30 آذر 92 8:18
سلام عزیزم ممنون که به ما سر زدین رمز رو خصوصی می فرستم
مامان آرزو
پاسخ
سلام.خواهش میکنم،مرسی.
مامان عرفان
30 آذر 92 11:55
شب یلدا غروب پاییز نیست ، طلوع زمستان نیست !!! شب یلدا بهانه ایست برای غروب غمها و طلوع شادیها
مامان آرزو
پاسخ
مرسی ازمتن زیبات عزیزم
مامان بردیا شیطون
30 آذر 92 12:35
ای جووووووووووووووووووووووووووووووووونم ماشالا چه بزرگ شدی 8ماهگیت مبارک
مامان آرزو
پاسخ
مرســـــــی خاله جونم لطف دارینبردیای جیگروببوسین
مامان بردیا شیطون
30 آذر 92 12:35
به آخر پاییز پاییز رسیدیم, همه دم میزنند از شمردن جوجه ها ! روی تختت امشب :بشمار تعداد دلهایی را که به دست اوردی ! بشمار تعداد لبخندهایی که بر لب دوستات نشاندی ! بشمار تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ! فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟ جوجه ها را بعدا با هم میشماریم ! یلدا پیشاپیش مبارک
مامان آرزو
پاسخ
ممنون ازمتن زیبات عزیزم،برشماهم مبارک.
بی هنر
30 آذر 92 16:24
چرا هیچوقت خونه ی عمه جای خونه خاله رو نمیگره؟؟؟؟ هان؟ کیاراد جونی شما بگو چرا؟
بی هنر
30 آذر 92 16:26
بچه هنرنمایی کرده اونوقت میخوان تنبیهش کنن! همین کارارو میکنین که زلزله میشه دیگه از آه و نفرین همچین بچه هایی اینجوری میشه!
بی هنر
30 آذر 92 18:44
پیشاپیش، پیش از پیش، پیش پیش، پیشده...چچخه.... (شرمنده این گربه اومد وسط کامنتم) میخواستم بگم پیشاپیش یلداتون مبارک
بی هنر
30 آذر 92 18:48
کیازراد جونی تو این شب یلدایی از بین تموم میوه ها به یاد تو انار را بر میدارم..... آخه تو مثل اناری.... خودت یه دونه ای..... خوبیلات و خوشگلیات هزار دونه.....
مامان حسام كوچولو
1 دی 92 2:02
محفل آریائی تان طلائی ، دلهایتان دریائی ، شادیهایتان یلدائی مبارک باد این شب اهورائی . . . ★。˛ °.★__ *★* *˛. ˛ °_██_*。*./ \ .˛* .˛.*.★* *★ 。* ˛. (´• ̮•)*˛°*/.♫.♫\*˛.* ˛_Π_____. * ˛* .°( . • . ) ˛°./• '♫ ' •\.˛*./______/~\ *. ˛*.。˛* ˛. *。 *(...'•'.. ) *˛╬╬╬╬╬˛°.|田田 |門|╬╬╬╬ . ¯˜"*°•♥•°*"˜¯`´¯˜"*°•♥•°*"˜¯` ´¯˜"*°´¯˜"*°•♥•°*"˜¯`´¯˜"*°•
مامان آرزو
پاسخ
مرسی عزیزم برشماهم مبارک باشه
مامان زری
2 دی 92 17:50
8 ماهگیت مبارک کیاراد خان با مزه
مامان آرزو
پاسخ
مرسی خاله جون
آیسان مامان ماهان
3 دی 92 9:28
سللللللللللللللللللللللام آرزو جونم خوب و خوشی،کیاراد خان خوبن؟؟؟هنوزم آنی؟؟
مامان آرزو
پاسخ
ســـــــــــلام به روی ماهت.مرسی خوبیم شماچطورین؟ماهان جیگرخوبه؟
آیسان مامان ماهان
3 دی 92 9:29
آره بنده خدا،،چقد حرص خورد دوشب متوالی،فقط دنبال بهونه بود دل و روده یکی رو پخش کنه هااااااااااا
مامان آرزو
پاسخ
آره بیچاره
آیسان مامان ماهان
3 دی 92 9:30
آره بنده خدا،،چقد حرص خورد دوماد ارشده ،دوشب متوالی،فقط دنبال بهونه بود دل و روده یکی رو پخش کنه هااااااااااا
مامان آرزو
پاسخ
آره بیچاره
آیسان مامان ماهان
3 دی 92 9:30
سورپرایزمو میخوام یه پست بزارم امروز فردا..دعوتت میکنم بیای ببینی اینجوری صفا نداره
مامان آرزو
پاسخ
باشه پس منتظرم.مرسیفکرکنم خیلی باهال باشه
آیسان مامان ماهان
3 دی 92 9:31
قلللللللللبون دوست با صفاااام بشم،میییییییسی بامرااااااام
مامان آرزو
پاسخ
خدانکنه عزیزم.خواهش میکنم.
آیسان مامان ماهان
3 دی 92 9:34
میسی خاله مهربونم،خیلی لطف داری
مامان آرزو
پاسخ
خواهش میکنم،فدات شم
مامانی غزل جوون
3 دی 92 10:03
سلام عزیزم ممنونم از حضورت تو وب غزل جوونی خوشحالمون کردی بازم به ما سر بزن اگر هم با تبادل لینک موافقی خبر بده گل پسرت هم خیلی نازه خدا برات نگهش داره شاد باشی عزیزم
مامان آرزو
پاسخ
سلام.خواهش میکنم،چشم حتما.من لینکتون میکنم وازآشنایی باهاتون خوشحالم.مرسی نظرلطفتونه
فرناز خاله آرسن جون
3 دی 92 11:56
سلام گلم ممنون که به وبلاگون سر زدی پسر نازی داری خیلی جیگره خدا براتون حفظش کنه خوشحال شدم
مامان آرزو
پاسخ
سلام.خواهش میکنم.ممنون چشاتون ناز میبینهمنم ازآشنایی باهاتون خوشحالم.
مامان هيراد
3 دی 92 14:34
سلام خاله داري مرد ميشي توپولو بوس از اون لپاي خوشگلت
مامان آرزو
پاسخ
سلام.مرسی خاله بله دیگه کم کم بزرگ میشمقربونتون
مامان عرفان
4 دی 92 9:04
سلام خوبي عزيزم ؟؟؟ خبرهات را از آيسان ميگيرم ها . الان بهتري ؟؟؟
مامان آرزو
پاسخ
سلام.مرسی شماخوبین؟ممنون ازلطفتونخوبم.
مامان هيراد
4 دی 92 17:36
هيچ باراني ردپاي خوبان را از كوچه خاطراتمان نخواهد شست
مامان آرزو
پاسخ
ممنون ازشعرزیباتون عزیزم
آیسان مامان ماهان
5 دی 92 10:36
سلاااااااااااااااااااااااام و صد سللللللللام آرزو جون جون خودم و شاهزاده کیاراد خااااااااااانمخوب و خوش و سلامتییییییییییییییین
مامان آرزو
پاسخ
سلام آیسان جونم مرسی عزیزم ماخوبیم،شماوماهان جون خوبین؟مرسی ازمحبتت گلم
آیسان مامان ماهان
5 دی 92 10:37
چرا شما آپ نمیشین خخخخخخخخخخخخخخخخخهمش مییایم و لب و لوچه آویزون برمیگررررردم
مامان آرزو
پاسخ
اینترنت نداشتم عزیزخودمم حالم گرفته بود
آیسان مامان ماهان
5 دی 92 10:39
اسهاتم ته کشیدددددددددددددده ها نه؟؟؟؟الان یکی برات میفرستم برو حالشوووووو ببررر
مامان آرزو
پاسخ
بخدابااین بچم وقت سرخاروندنم ندارمخیلی باهال بودمرسی عزیزم
آیسان مامان ماهان
5 دی 92 10:47
آرزو گفته بودم کادو سورپرایز همسری رو خبرت میکنم بیا آپم
مامان آرزو
پاسخ
باشه عزیزم الان میام.مرسی که خبرم کردی